محمد مهدى ملايرى

414

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نمىتواند و نبايد ديگرى را از اين امر باز دارد ، بلكه بايد همهء اين نظرها را با صبر و حوصله شنيد و به آنها هم انديشيد اگرچه ناصواب جلوه كنند ، زيرا اين بهترين راه براى فهم يك موضوع از جهات مختلف و آگاهى از مسايلى است كه شايد از نظر ما پوشيده مانده باشد ؛ ولى اگر كسى بخواهد در امرى ، نظرى صحيح و سنجيده اظهار بدارد و از گزافه‌گويى بپرهيزد بر او لازم است كه قبلا دربارهء آن امر اطلاع كافى به دست آورد و با علم و اطلاع چيزى بگويد يا بنويسد ، خاصه اگر آن امر زبان فارسى و مسايل ناشى از ارتباط آن با عربى باشد كه دقت و احتياطى تمام و ممارست و تجربه‌اى فراوان لازم است تا شخص از لغزش در امان ماند و آنچه در اين زمينه مىگويد يا مىنويسد مشكلى را از ميان بردارد نه اين‌كه مشكل ديگرى بر آنچه هست بيفزايد . و چون در طى اين گفت‌وگوها متوجه شدم كه برخى از همكاران جوان كه به اين مسأله علاقه‌مندند و با شور و شوق فراوان به آن مىانديشند ، فرصت آن را نداشته‌اند كه سوابق اين امر را به درستى و بىنظرى مطالعه كنند و به همين جهت مطالبى كه بيان مىكنند غالبا از ميل شخصى و آرزوى درونى ايشان سرچشمه مىگيرد نه از واقعيات و درك مسايل تاريخى و ادبى ، از اين‌رو بهتر ديدم كه گفت‌وگوى خود را به بيان اطلاعاتى در اين زمينه اعم از سوابق تاريخى يا وضع موجود اختصاص دهم ، شايد براى كسانى كه واقعا مايل به مطالعه در اين موضوع باشند مفيد گردد . رابطهء زبان فارسى و عربى سابقه‌اى بسيار طولانى دارد و مسايل ناشى از اين رابطه هم بسيار قديم است و چون علل و عواملى كه در دوره‌هاى مختلف تاريخى بر اين امر حاكم بوده و تحولاتى كه از آنها سرچشمه گرفته متعدد و فراوان ولى تا حدى مبهم و پيچيده‌اند ، بنابراين اگر كسى بخواهد از اين رابطه و مسايل ناشى از آن به درستى آگاه گردد بايد نخست اين سابقهء طولانى و تحولات آن را بشناسد و از علل و عواملى كه در گذشته باعث تحولاتى در زبان فارسى شده يا آنچه در روزگار ما تحولاتى را در آن ايجاب مىكنند به خوبى مطلع